تو اولین پست میخوام علت ساخت این وبلاگ رو خدمت شما عرض کنم.دوستان من وقتی 24 سالم بود یعنی دو سال قبل , توسط عده زیادی از دوستان و حتی برخی از فامیل به نتورک دعوت شدم.اونموقع من تازه کارمو از دست داده بودم و دنبال کار بودم و یه نشانه های رو هم حس کردم که میگفت وارد نتورک شو.هم خنده داره هم ناراحت کننده هست.حالا بگذریم , بعد از اینکه انتخاب کنم با کی کار رو شروع کنم وارد نتورک شدم و میشه گفت الان چند ماهی هست که من نتورک رو کنار گذاشتم.البته فکر نکنید علتش این بود که مجموعه زیادی نداشتم.دلایلشو کم کم تو پست ها میذارم براتون تا اگه جدیدا وارد شدید و یا قصد ورود رو دارین متوجه عواقبش باشید.من سعی میکنم از تجربیات دوستان و هم تیمی هام هم که تعدادیشون قبل و تعدادیشون به همراه من از نتورک خارج شدن , بیشتر از تجربیات خودم استفاده کنم.یعنی میخوام حرفهای مشترک رو بیشتر استفاده کنم تا مطالب اعتبار بیشتری داشته باشن.
کسایی که از نتورک خارج میشن احساس خیلی بدی پیدا میکنن.یاد حرفهایی می افتن که دوستان و فامیل و از همه مهمتر خانواده و مخصوصا پدر و مادر قبلا بهشون میگفتن و نه تنها باورمون نمیشد و قبول نمیکردیم,بلکه با ایمانی که پیدا کرده بودیم این حس رو منتقل میکردیم که اونا نمیدونن و ما میدونیم.
یا الان مشغول کار دیگه ای هستیم و کسایی رو میبینیم که به نتورک دعوتشون میکردیم و میگفتیم تا اخرش میمونیم و پورسانت میگیریم.آدم آب میشه میره تو زمین.یا حتی سر این موضوع برخی از دوستامونو از دست دادیم یا خیلی مغرور شده بودیم.
چندین مورد هم شبیه اینا هست که کم کم به ذهنم رسید تو پستها مینویسم.پس دلیل اصلی این هست که من نمیخوام آدمای بیشتری این حس رو تجربه کنن.چون وقتی اعصاب یه جامعه به هم ریخته بشه بصورت مسری به همه انتقال پیدا میکنه.
پست بعدی رو هم کمی بعد مینویسم...
برچسب:
نویسنده: سجاد جعفری
تاريخ: شنبه
13 آبان
1396 ساعت: 16:56