خرید بک لینک
زمانیکه شما شروع به کار تو نتورک میکنید به شما گفته میشه که باید برخی عقایدتون رو عوض کنید.بعضی تیمها یه سری جلسات گروهی در این باره برگذار میکنن و برخی تیمها بصورت تکی این کار رو انجام میدن.

در اصل پارادایم شیفت به خودی خود بحث خیلی مفید و خوبیه.مطالبی که تو این جلسات گفته میشه کاملا درست و صحیح است ولی نکته مهمی که تو این مبحث باید بگم اینه که کاری که در عمل اتفاق میوفته اینه که یه سری مطالب جالب و صحیح گفته میشه که مورد قبول همگان هست و گاها از بدیهیات هم هست و زمانیکه ذهن شما این بدیهیات رو از این افراد میشنوه , فکر میکنه که هرچی اونا بگن هم درسته.به نوعی اعتماد به حرفاشون رو ایجاد میکنن.مثل این میمونه که یه فروشگاه برخی جنساشو که قیمتش مشخص هست رو ارزونتر از همه جا میده و در عوض برخی جنسها که قیمتشون مشخص نیست رو به چندین برابر قیمت میفروشه و شما فکر میکنید ارزون خریدید.اینجا هم یه سری مطالب درست رو میگن و در ادامش ربطش میدن به نتورک.این از باطن پارادایم شیفت.

ولی در اصل پارادایم شیفتی که پیدا میکنید یه چیز دیگست.وقتی شما فردی هستین که دوست ندارید مردم رو برای خودتون پله کنید یا دوست ندارید دروغ بگید و یا درکل نسبت به کسی بدی کرده باشین,اینجاست که پارادایم شیفت میزنید.کم کم یاد میگیرید که با یه سری بهانه و پوشش دروغ بگید.یه مثال میگم:وقتی فکر میکنید که شما مردم رو بخاطر خودشون دعوت به کار میکنید و بخاطر خودشون خیلی بلاها سرشون میارین,شروع به دروغ گفتن میکنید.

اولین نوع دروغ گفتن مربوط میشه به ادیفای خودتون:شما تو مجموعتون ممکنه هر نوع فردی داشته باشین.و چون لازمه که اونا از شما حرف شنوی داشته باشن,باید خودتون رو درسطح بالایی نشون بدین.مخصوصا زمانی که دارید یکی رو فالو تکی میکنید جایی میرسه که مجبور میشین الکی یه چیزی درمورد گذشتتون یا هرچیز دیگه ای بگین.بعدش دروغهای دیگه پشت سرهم میرسن.اینجاست که کمکم به ذروغ گفتن عادت میکنید.

دومین نوع دروغ گفتن مربوط به عملکردتون میشه:مثلا یه بار اتفاق میوفته که شما مثلا مشکل مالی پیدا میکنین و نمیتونین اون ماه خریدی رو که معمولا میزدین رو بزنین.ولی اینو نمیتونین به مجموعه بگین چوون تکثیرش بد میشه.یا مثلا یه ماه 4 تا فقط پرزنت انداختی ولی میگی هر هفته 2 نفر حداقل پرزنت میندازی.

یه نوع پارادایم شیفت دیگه ای که اتفاق میوفته اینه که همرو به چشم شکار یا طعمه میبینین.دوست فامیل اشنا غریبه.فرضا تو اتوبوس کنار یکی نشستی.وقتی نتورکر هستی باید باهاش ارتباط برقرار کنی و شمارشو بگیری .حالا این زیاد بد نیست ولی وقتی به این قضیه عادت میکنی گاها از خودت بدت میاد.همه رو به چشم طعمه میبینی و بدیش اینه که حس میکنی همه این حس رو نسبت به تو هم دارن.ولی مشکل اصلی این نوع پارادایم شیفت اینه که روابطتو خراب میکنه.با دوستات یا فامیل نمیتونی مثل قبل ارتباط برقرار کنی.اینو زمانی حس میکنید که قبل از نتورک شاغل بودین و منزلت اجتماعی داشتین.اینم بگم که حتی لیدرهاتون هم (بجز زمانیکه باهاشون آشنا نشدین و هنوز دارن براتون ادیفایشون میکنن) چندان شخصیتی ندارن و از دید شما یا مردم صاحب شخصیت نیستن.من خودم حتی زمان نتورکم منزلت اجتماعی رو نمیتونستم توسط نتورک برای خودم تصور کنم و همیشه میگفتم کاش یه کاری در کنار نتورک انجام میدادم تا حداقل واسه خودم یا بین خانواده و فامیل و دوستان حرفی برای گفتن داشتم.البته خوشبختانه من قبل نتورک شغل خوبی داشتم و همونطور که پست اول عرض کردم موقع اومدن به نتورک تازه کار خودمو تموم کرده بودم همپنین تحصیلات خوبی هم داشتم.اگه اینا نبودن شاید زودتر نتورک رو کنار میذاشتم.البته فکر نکنم دلیل کافی برای ترک نتورک میبود.


برچسبها: پارادایم_شیفت, نتورک, بازاریابی_شبکه ای, mlminfo, دروغ

برچسب: پارادایم, نویسنده: سجاد جعفری تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 11:26

صفحه بندی